الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )

مقدمهء مترجم 21

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )

دانا و توانا ، و برگزيننده باشد ، تضايف حاصل است ، و اين دو ، در تصور ، و در وجود ، از يكديگر ، جدا شدنى نمىباشند ؛ از اين راه استقلال صفات را باطل مىكند و به صفت هستى ذات پى مىبرد ؛ و موجودى را مىنگرد كه او موصوف به اين صفات است ، و انجام‌دهندهء كارها است و كارهاى انجام‌شدهء كلى عالم ، از او سر مىزند . چنين روشى كه شيخ انتخاب كرده و اختصاص به خود او دارد ، چون منطبق با سير تكاملى ذهن انسان است ، بسيار منطقى و محكم به نظر مىرسد . بر خلاف روش امكان و وجوب كه نخست فلاسفه از آن به اثبات ذات واجب مىپردازند ، و صفات را از آن استخراج مىكنند با روش تكاملى ذهن منطبق نيست ، و به ذهن‌هاى پيش از اين تكامل يافته ، اختصاص دارد . ديگر از خصايص عمدهء كار شيخ ، اختلاف روشى است ، كه او با متكلمان ديگر دارد ؛ زيرا همهء آنان تغييرات ظاهرى اجسام را كه بدل شدن حركت به سكون يا اتصال ذرات جسم به يكديگر و يا انفصال ذرات جسم از يكديگر است و اكوان اربعه نام دارد ، دليل بر وجود خالق اكوان مىگيرند ، آنچنان كه ارسطو ، وجود حركت را دليل بر وجود محرك اولى مىدانست ، بدون اين كه هيچ يك از آنها ، هست و نيست شدن خود جسم‌ها را نام ببرند . بر خلاف شيخ كه علت تغييرات ظاهرى جسم را هست و نيست شدن خود ذرات جسم مىداند ، و مىگويد ، تا به خود جسم ، هست يا نيست تازه‌اى برخورد نكند . صفت ظاهرى آن قابل تغيير نيست ؛ زيرا هيچ موجود خارجى نمىشود صفت ظاهرى جسم را دگرگون كند ، و براى اثبات اين نتيجه ، نخست به اين مىپردازد ، كه ماده و جسم ، هيچ‌گاه از وجود معانى جدا نمىشود . و اين همان اصل تلازم ما بين هيولى و صورت است ، كه فلاسفه آن را ثابت مىكنند . شيخ پس از ثابت كردن اين اصل ، مىگويد ، تا معنى كه مقصود از آن همان صورت نوعيه و ماهيت مخصوص است ، به صورت ديگر بدل نشود ، صفات ظاهرى آن دگرگون نخواهد شد ؛ زيرا هيچ موجودى در دگرگون شدن صفات جسم ديگر اثر نمىكند . پس دگرگون شدن اتصال و انفصال ، و حركت و سكون جسم را دليل بر پيدا شدن تغييرى در وجود خود جسم مىگيرد ، و اين همان راهى است كه ملاصدرا براى ثابت كردن حركت جوهريه و وجود تدريجى جسم پيموده است . مطلب ديگر ، گذشت كه شيخ مىگويد ، بازگشت مفاهيم صفات كماليه يا حقيقيهء ذات الهى به صفت تأكد وجود و وجوب ذاتى او است ، و همهء اين مفاهيم ، برانگيخته از همين مفهوم مىباشند و ملاصدرا نيز همين مطلب را ثابت مىكند .